تبليغاتX
روسري آبي

روسري آبي

يادداشت هاي روزانه يك زن

بالاخره سال داره تموم می شه.امروز دوشنبه است و گویا قراره شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده با قراره وثیقه آزاد شن.

دیروز دوستی رو دیدم که در یکی از" ان جی او " های فعال کار می کنه وقتی بهش گفتم که کنشگران رو پملپ کردن خیلی ناراحت شد و گفت ما یک حامی داشتیم که می تونستیم با اومدن تو کلاس های آی تی چیز یاد بگیریم که اون رو هم از دست دادیم ولی مهم نیست ممکنه که درخت رو هرس کنند ولی ریشه باقی می مونه و ما نا امید نخواهیم شد.شاید گفتن این حرف ها کمی از بار غم من رو کم کرد و باعث شد که به آینده روشن تر و امیدوارانه نگاه کنم.

کمتر از دو روز به سال نو مونده و ایمان دارم که امسال سال خوبی برایمان خواهد بود.به قول محبوبه که ما نا امید و مایوس نیستیم و ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 15:25  توسط فرنوش  | 

خیلی کوچک بودم که به طور اتفاقی دوستی کتاب ۱۹۸۴ جورح اورول را به مناسب روز تولدم به من هدیه داد و بهم گفت که این کتاب رو دقیق بخون و چند بار بخون.وقتی که شروع به خوندن کتاب کردم اینقدر فضای بی اعتمادی در شخصیت های کتاب موج می زد که من از درک اون کمی عاجز بودم ولی اکنون این فضا رو خوب حس می کنم!فعلا که فضا، فضاي بي اعتمادي است و .... خيلي غمگينم.فقط به اين موضوع فكر مي كنم كه هر چه زودتر اين روزهاي پاياني سال ۸۵ به پايان برسه شايد به همراه بهار و نو شدن سال همه چيز بار ديگر نو بشه و زيبا.

شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده همچنان در بند هستند و وضيعتشان معلوم نيست.علاوه بر كنشگران دفتر اين دو نفر رو نيز پلمپ كردن!ولي مهم نيست اين وقايع باعث مي شه كه آدم صبر و تحملش بيشتر بشه و انرژي براي مقاومت هم بيشتر مي شه!

بغض گلويم رو مي فشاره ولي حتي نمي تونم گريه كنم.فكر كردن به آينده و اميدوار بودن تنها راه زيستن است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:42  توسط فرنوش  | 

مثل اینکه همه اتفاقات باید طی همین دو هفته پایان سال باشه.هفته گذشته که دستگیری ۳۳ فعال زن و زندان موندن ۲ نفرشون و امروز هم پلمپ کردن کنشگران!

هنور هم من در تعجبم که ما مگه داشتیم چی کار می کردیم جز اینکه یک سری کارگاه آی تی برگزار می کردیم که چهار تا بچه بیان و چیر یاد بگیرن واقعا آموزش جرم ولی مثل اینکه جرم!امروز دکتر رو گرفتن و وقتی کنشگران رو پلمپ کردن یاد روزنامه گلستان افتادم وقتی که پلمپ شد از پلمپ شدن و توقیف کردن بیزارم و خاطره خوشی ندارم.

البته خدا رو شکر دکتر رو آزاد کردن و این بهترین خبری بوده که حداقل تو این چند روز شنیدم و دیگه نگرانی نیست که باید چی کار کنیم.

شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده همچنان در زندان اوین هستند و گویا سال نو و عید نوروز نیز تاثیری در آزادی این دو نخواهد داشت.امسال هیچ ذوق و شوقی از بهار و نوروز ندارم و اصلا امسال نه تنها من بلکه فکر می کنم خیلی از دوستان عید ندارن.به امید آزادی شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده و بازگشتشان پیش خانواده شان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 20:1  توسط فرنوش  | 

اصولا من تلویزیون نگاه نمی کنم جز در موارد خیلی خاص.معمولا یا اخبار نگاه می کنم یا سینما ۴ .دیشب بر حسب اتفاق تلویزیون روشن بود و همسرم داشت یک فیلم هالیوودی می دید!یکهو این علامت پیام بازرگانی اومد و خلاصه تصویر قطع شد و اولین پیام بازرگانی پخش شد ولی خوب این پیام خیلی توجه منو به خودش جلب کرد.آقایی می خواست مسواک بزنه و خمیر دندانش تموم شده بود و این جمله رو گفت خانم خمیر دندان نداریم!و خانم گفت چرا امروز خمیر دندان....خریدم!واقعا من نمی فهمم که این آقای کارگردانی که این آگهی تبلیغاتی رو ساخته از خودش سوال نکرده که فقط زن که باید خرید کنه و کم و کسری خانه رو جبران کنه و مرد فقط باید بپرسه و با احساس رضایت از اینکه چه زن کدبانویی داره شروع به مسواک زدن کنه و یا یک تبلیغ دیگه که خانم بی حوصله است و می خواد حوصله اش سر جا بیاد می ره تو آشپزخانه و شروع می کنه به آشپزی کردن!واقعا صدا وسیما چی فکر می کنه که چنین آگهی هایی رو اجازه پخش می ده این شعور به بیننده و به خصوص زنان است.

تصور این موضوع هم منو عصبانی می کنه.تا کی صدا و سیما می خواد زن را به عنوان موجودی منفعل در جامعه که فقط تمام فکر و ذکرش مسائل خونه است نشان بده تا کی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 10:24  توسط فرنوش  | 

امروز در انجمن دفاع جمعی از بازداشت شدگان فعال جنبش زنان به همراه خانواده هاشون جمعی می شن تا درباره وضیعتشان پس از آزادی از زندان صحبت کنند.همچنین در مورد وضعیت شادی صدر و محبوبه حسین قلی زاده نیز صحبت خواهد شد.

درست یک هفته و اندی از جریان دستگیری ۳۳ فعال زن می گذره ولی هنوز دو تن از آنان آزاد نشدند.کمتر از یک هفته هم به سال نو و عید نوروز باقی است!

امروز تو ماشین بودم که بیام سر کار شبکه رادیویی جوان درباره فیلم هالیوودی ۳۰۰ که از روز جمعه در آمریکا اکران شده صحبت کرد و داشت درباره تاریخ ۱۰ هزار ساله ایران صحبت می کرد!خوب از یک جهت خوشحالم که یک فیلم باعث شده که ارق ملی ایرانیان دوباره بیدار بشه.گرچه تحلیلگران آمریکایی نیز نقدهای مثبتی در مورد فیلم ننوشتند.

واقعا تعجب می کنم ایرانیان مقیم آمریکا یکی از بزرگترین جمعیت مهاجرین هستند و بسیاری از آنان موفق.حالا چطور شده که یه چنین فیلمی ساخته و بعد در آستانه عید نوروز و سال نوی ایراینان اکران می شه برای من جالب و سوال برانگیزه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 9:50  توسط فرنوش  |