یک:چند روز داره بارون می یاد و آدم دلش هوای سفر می کنه تو این روزهای بارونی و پاییزی.اما دریغ از این روزهای دل انگیز که فقط باید خبرهای بد بشنوی.
دو:دو هفته از دستگیری مریم حسین خواه می گذره و او هنوز تو زندان اوین.خوشحالم از اینکه روحیه اش رو نباخته و اونجا هم مشغول فعالیت کردن برای زنانی است که به دلیل نداشتن وکیل مجبور به تحمل زندان هستند.
سه:تنها خبر خوشی که حداقل تو این روزهای سرد پاییزی شنیدم آزادی دکتر رزاقی بود.بسیار از این خبر خوشحالم و پس از دیدن دکتر و روحیه خوبش بیشتر خوشحال شدم.
چهار:متاسفانه روز شنبه جلوه جواهری از بچه های فعال کمپین یک میلیون امضا نیز دستگیر و روانه زندان اوین شد.واقعا نمی فهمم که به چه دلیل و به چه جرمی فعالین دستگیر و روانه زندان می شوند.نمی دانم َآیا نوشتن جرمه و باید تاوان نوشتن رو با زندان داد؟
اینکه جرم مریم و جلوه تشویش اذهان عمومی تعریف شده یعنی چی؟نوشتن درباره مشکلات زنانی که در دادگاه های خانواده با آن دست به گریبان هستند آیا تشویش اذهان عمومی است؟واقعا نمی دانم که این تعریف درستی است یا نه؟
پنج:امیدوارم که دیگه خبر بد نشنوم.البته خیلی مطمئن نیستم اما امیدوار بودن خیلی خوب است و من امیدوارم.
