تبليغاتX
روسري آبي

روسري آبي

يادداشت هاي روزانه يك زن

گويا اين روزهاي بد قصد ندارند دست از سر ما بردارن.وقتي خبر اعدام راحله به همراه چند تن ديگر را شنيدم مو به تنم راست شد و افسوس خوردم كه چرا بايد اينطور بشه.

اين روزهاي بد و تلخ كي قرار جاي خودش را به روزهاي به نسبت آروم بده.فكر كنم ديگه هر چهارشنبه براي كساني كه حكم قصاص دارند ناامن باشه و صد افسوس كه راحله ديگر جان ندارد.نمي دونم خانواده هاي قربانيان چطور راضي به ديدن اعدام يك نفر مي شن.نمي خوام بگم كه اونها نبايد داغدار باشن ولي كسي مثل راحله فكر نمي كنم كه ديدن اعدامش چندان لذت بخش باشه.ما تا كي بايد چوب اين تفكرات سنتي رو بخوريم.تا كي بايد شاهد قتل زناني باشيم كه به دلايل مشكلات حقوقي و نابرابري مجبور به قتل مي شن و بعد هم بايد تاوان آن را پس بدن.

اصلا توقع نداشتم كه تنها پس از دو هفته شاهد اعدام راحله باشم.درسته كه راحله رو نديدم و برخوردي باهاش نداشتم ولي اينقدر خودم را بهش نزديك احساس مي كنم كه انگار ديدمش.

الان بسياري در زندانهاي سراسر كشور در شرايط راحله هستند بايد براي آنان تلاش كرد اما .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 16:42  توسط فرنوش  |