وقتي ديروز خبر بهم رسيد كه مهران قاسمي از ميان ما رفته اصلا باور نمي كردم.خبر خيلي كوتاه بود اما غم انگيز.همش با خودم مي گفتم مگه مي شه.آخه چرا؟من و مهران قاسمي چند جا با هم همكار بوديم و خوش اخلاقي مهران هميشه باعث آرامش بود.ولي حالا مهران از پيش ما رفته.نمي دونم تا كي بايد خبرهاي بد بشنويم.امسال سال سختي بود و زمستانش سخت تر.فقط به اين فكر مي كنم كه كي اين زمستان تموم مي شه.كي اين سال لعنتي تموم مي شه كي؟
به قدري غمگين و افسرده ام كه ديگه نمي دونم بايد چي كار كرد.اميدوارم كه خبرهاي خوب بشنوم. اما گويا اس ام اس ها و تلفن ها گوياي وضعيت ديگري است.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:34  توسط فرنوش
|
