تبليغاتX
روسري آبي

روسري آبي

يادداشت هاي روزانه يك زن

وقتي ديروز خبر بهم رسيد كه مهران قاسمي از ميان ما رفته اصلا باور نمي كردم.خبر خيلي كوتاه بود اما غم انگيز.همش با خودم مي گفتم مگه مي شه.آخه چرا؟من و مهران قاسمي چند جا با هم همكار بوديم و خوش اخلاقي مهران هميشه باعث آرامش بود.ولي حالا مهران از پيش ما رفته.نمي دونم تا كي بايد خبرهاي بد بشنويم.امسال سال سختي بود و زمستانش سخت تر.فقط به اين فكر مي كنم كه كي اين زمستان تموم مي شه.كي اين سال لعنتي تموم مي شه كي؟

به قدري غمگين و افسرده ام كه ديگه نمي دونم بايد چي كار كرد.اميدوارم كه خبرهاي خوب بشنوم. اما گويا اس ام اس ها و تلفن ها گوياي وضعيت ديگري است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:34  توسط فرنوش  |